هی دختر .. یکم دیگه صبر کن ...
صبر خدا یه روزی تموم می شه !

+ دارم به این فکر می کنم که به کجا دارن می رن ؟
+ دارم به این فکر کنم که ندا هنوزم داره از اون بالا بهشون می خنده ؟
تو خیلی بزرگی خدا
می دونستی ؟
یعنی همه چی دروغه
حتی تو حتی من
نچ ! دنیا اینجوریش که با ما نساخت !
بذار وارونه ش کنم ببینم تغییری می کنه یا نه ؟!
من که از همون اول گفتم
نفسات به بهار گره خورده !
.
.
.
تو اینجا نیستی
من اونجا نیستم
ما پیش همیم !

خبر از شکستن سنگ قبر ندا آمده است و برقراری یگان امنیتی در اطراف مزار او .
چه هراسی به دل این خشک مغزان شب کور زده است نگاه آخر او که از سنگی هم نمیگذرند بر خاکش .
یاد سنگ مزار شاملوی بزرگ افتادم که هر بار میشکنند و هر بار ثابت میکنند که از مرده او هم میترسند و این گواهی روشن است بر زنده بودن آن بزرگ .
آنکه میگفت :
هرگز از مرگ نهراسیده ام
هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی افزون باشد .

+ مادر ندا : ندا در خواب به خواهرش گفت " من زنده ام . " !
+ تو این جا داشت گریه م میگرفت ازحماقت بعضیا !
خیالی نیست اگر دیروز
شقایق های دشت میهنم را
یک به یک چیدند
و سرخی را ستاندند
از کف این دشت پهناور ..
به قدری پهناور است این دشت
که گر سرخی ستانی سبز می روید ..
من اکنون سبز می بینم سراسر خاک میهن را !
ــــــــــ
+ وَن های پر از جوون .. جوونای پر از خون .. خونای پر از عشق ..
+ داد زدم ولش کن ! همه شروع کردن .. ولش کن .. اون بچه س ..! اما ..
+ مدرسه ی ما امروز سبز سبز بود .. همه ی دیوارا .. همه ی کلاسا پر از اعلامیه .. شعارای مرگ بر دیکتاتور تو راهروی مدرسه ..
+ قتل . شکنجه . اعدام .. این است دین اسلام ؟؟!!
نفس بکش !
که دلم هوای بهار کرده است ..
تو می خندی .. آرامش می دود در قلبم !