به من بگو
چشمهایت
چه میشود
که اینقدر زیباست
و لباسهایت
چطور آنقدر بوی خوبی دارد
و چرا اینقدر مهربانی ؟
حیف است بمیرد آدم
- معلممان میگفت ـ
و از چراهای دنیا نداند
به من بگو چرا
در هیچ کتابٍ من
واحدی برای خوبی تو نیست .
پ.ن : گاهی وقت ها زندگیت می شود چشمانی که ..
لحظه لحظه هوای دیدنشان را داری ...

از خدا
سپاسگزارم به خاطر لطفی که به من دارد
این روزها .. عاشق او بودن
افتخاری ست که ...
نصیب هرکس نمی شود !!!

از گیــ ـ ــلاس آبــ ـ ـی
جْدیدْن وبلاگْمو بْغل میکنـْ-ـ-ـم !
هر شب ..
ستاره ی دنباله داری
به خانه ات می فرستم
هر روز ..
شبدر چهار برگی
در کفش هایت می گذارم
هر لحظه ..
برایت دعا می خوانم ..
تا زمانی که ایمان بیاوریم ...
هیچ آرزویی محال نیست !!!
از گیــ ـ ــلاس آبــ ـ ـی
بدان مثل که شب آبستن است رو از تو
ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز ..
+ آینده مون .. !
.
.

پیراهنی که آید ازو بوی یوسفم ..
ترسم برادران غیورش قبا کنند ...

می گن :
خدا از شدت ظهورش مخفی ست !
خدا اونقد هست که گویی نیست !
اون قدر حضور داره که انگار غایبه !
اصلا غیبتش به دلیل شدت حضورشه !
می گن :
خدا مثه یه صداست ..
که از اول آفرینش تا آخره اون ..
با یه حالت پیوسته در هستی نواخته میشه ..
چنین صدایی و تا قطع نشه کسی نمی تونه بشنوه ..
دائمی بودن صدا مانع شنیدنش می شه ..
شاید به همین دلیل که ما نمی تونیم خدا رو درک کنیم !

+ کتاب چند روایت معتبر . مصطفی مستور ..
تو می خندی .. آرامش می دود در قلبم !