تبليغاتX
dreaMsSide
کافیه .. |جمعه بیست و هفتم دی 1387-23:33
صدای قلبم نیست ..
صدای پای توست که شبها در سینه ام میدوی ..
کافیه ..

خسته بشی ..
کافیه بایستی ..

 

 f9ta9s4nmtkfhz11ve5c.jpg

 

+  sHould I lEave On tHe liGht ?

نوشته شده توسط MaedeH~ |
دو.باره از نو ..|چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387-0:16
درست وقتی که فکر
می کنم
تو
من را
خسته کرده ای ..
چیز ِ دردناکی در جانم
ترکانده می شود
و آغاز می شوم
دوبارهمن
ازنو

 

 rdowtc6mtmoipr2zdrhj.jpg 

+ حس ِ اینی که زندگیت می خواد دگرگون بشه با وجود ِ یکی مث ِ خودت . عین ِ یه رویاست .. !

+  ! THanCks My God

نوشته شده توسط MaedeH~ |
Me !|دوشنبه بیست و سوم دی 1387-1:30
من خسته نیستم.
دیریست خستگی ام
تعویض گشته است به درهم شکستگی


  من خسته نیستم
  در . هم . شکسته ام


  این خود امید بزرگی نیست؟

  نصرت رحمانی

y0qp3zetrnekc764kwu.jpg

 

+ کامل کردی بی تابیمو! داغون ِ داغون شدم ..  

+ کابوس شبانه امتداد دارد تا صلات ظهر.
 وقتم به اشک و خاکستر می گذرد
. !!

نوشته شده توسط MaedeH~ |
من . دزد ِ چشمان ِ تو !|شنبه بیست و یکم دی 1387-14:43
 

هنوز عشق در حول و حوش ِ چشمان ِ تو می گردد ..

چشمانت را ار من مگیر !

چشم ِ تو شعر ..

چشم ِ تو شاعر است ..

من دزد ِ چشمان ِ تو هستم !


+ چرا از سایه های شب بترسم ؟ تو خورشید و به دست ِ من سپردی !

+ حیف ِ چشمانت نیست ؟

| این جا بی تابم . این جا دور از تو .. آغوشت پناه ِ من می شود ؟|

نوشته شده توسط MaedeH~ |
... |پنجشنبه نوزدهم دی 1387-17:16
امشب
اسمـان به سقف اتاقم
نزدیـک تر است

 مــن

 صدای ِ
 گامهای خـــدا را
 می شنوم !

 

 91u095xipmprbwx9z21a.jpg 

 

+ خدا بیشتر از انچه که مادر بزرگ ها می گویند مهربان است ..

نوشته شده توسط MaedeH~ |
زندگی !|یکشنبه هشتم دی 1387-23:54
امروز به پایــــان می رسد ..

از فــــردا بریم چیزی نــگو !

من نِمی گویم :

" فردا روز ِ دیگری ست .. "

" تو روز دیگری هستی .. "

" تو فردایی .. "

فقط می گویم :

همانـی هستـی که بایــد به خاطـرش زنـده باشـم !

 

 1acxfnflhu948amll4xv.jpg

+ دوسِت دارم . 

نوشته شده توسط MaedeH~ |
تو بدون .. |پنجشنبه پنجم دی 1387-16:0
 

اگه تو پستوی ِ تنهایی شب /  هیچ کسی اشکای ِ چشماتو ندید ..

اگه این پاییز ِ دلسرد و سیاه / به شکوه شب ِ یلدا نرسید ..

اگه تنپوش ِ تمــام ِ لحظه ها / پر شد از رخت ِ شب ِ دلواپسی ..

تو بدون آخــر ِ ایــــن راه ِ دراز / به سپیده ها دوباره می رسی ..

 

8b9wczvsy37a3zo8ag0.jpg

+ اینجا نوشته بود .

+ یه لحظه هایی هست که آدم وقت ِ تموم شدنش تازه انگاری بیـدار میشه !

نوشته شده توسط MaedeH~ |
تو .. |چهارشنبه چهارم دی 1387-2:45
تو می خندی .. پس هستم !

ywp3zjckg7wjmsgk7jf.jpg

+ گاهی باید از یه چیزایی گذشت تا به یه چیزاییی رسید .. !

نوشته شده توسط MaedeH~ |